منوی اصلی
مطالب پیشین
موضوعات وبلاگ
وصیت شهدا
وصیت شهدا
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره

۞ خاطرات دفاع مقدس وترویج فرهنگ ایثاروشهادت
تصاویرشهداودفاع مقدس۞


با سلام و درود بر روح بلند و ملکوتی امام بزرگوار و شهدای گرانقدر

با سلام خدمت رهبر عزیز و فرزانه انقلاب

و با سلام و درود بر شما ملت بزرگوار ایران اسلامی


از آنجاییکه اسناد و آثار دفاع مقدس و شهدا در صورت عدم جمع آوری و بهره برداری به موقع با گذشت زمان فرسوده و به فراموشی سپرده خواهد شد لذا نمایندگی بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس نیشابور در اولویت برای جمعی از سرداران شهید بمنظور جمع آوری عکس و خاطرات همرزمان و بستگان شهید به صورت جداگانه نسبت به ایجاد وبلاگ و ایمیل اقدام نموده است تا ضمن بهره برداری و حضور فعال درفضای مجازی در آینده نیز بستر لازم برای تدوین کتاب و یا تهیه مستند فراهم گردد.لذا از تمامی همرزمان و ارادتمندان به ساحت مقدس شهدای گرانقدر تقاضا می شود در صورتی که عکس و خاطراتی از شهید دارند در راستای ادای وظیفه و دین جهت بهره برداری محققان و پژوهشگران و کمک به ترویج فرهنگ ایثار و شهادت در قسمت تماس باما یانظرات بلاگ قرار دهندویا به آدرس ایمیل یاپست الکترونیک شهیدارسال نمایند.
اجرتان باشهدا


یا مهدی (عج) ادرکنی
جستجو
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
کارنامه عملیات ها
جنگ دفاع مقدس
کاربردی
ابر برچسب ها

http://s6.picofile.com/file/8383784218/image_2020_1_4_10_28_46_291_rKu.jpg


جهاد رسانه‌ای شهید رهبر؛ عصمت پور انوری، از سوی ستاد مرکزی راهیان نور به‌عنوان شهید شاخص جامعه بانوان در سال ۹۸ اعلام شد.


 

نوید شاهد: هرساله با آغاز سفر های راهیان نور و درشرف سال نو، شهدای شاخص در حوزه های مختلف جهت آشنایی با سیره شهدا وسبک زندگی آن ها معرفی می شود تا الگویی برای جوانان این مرز و بوم باشد.

در سال 98 نیز شهیدان حجت الاسلام و المسلمین شیخ فضل الله نوری، مهندس امیر مهرداد، سید نورخدا موسوی، سرلشکر حسین شهرام فر، جهادگر اسدالله هاشمی، شهید جبهه مقاومت جهاد مغنیه، و شهیده عصمت پور انوری به عنوان شهدای شاخص سال 98 معرفی شدند.

عصمت پور انوری یکی از آموزش یاران و مربیان نهضت سوادآموزی بود که با عشقی راستین و الهام گرفته از وصی پیامبر (ص) حضرت امام در امر بسیج عمومی برای با سواد کردن بی سوادان قیام کرد تا در نقش انبیاء عظام به این امر مقدس الهی جامه عمل بپوشاند ولی ملکوت اعلی برگزیدش و در فضای روحانیت الله فورانش کرد.

زندگی نامه
عصمت پورانوری در سال ۱۳۴۱ در شهرستان دزفول پا به عرصه وجود نهاد و در خانواده ای مذهبی و با اصالت زندگی کرد.

او از کودکی علاقه وافری به یادگیری مسائل دینی داشت؛ بطوری که در سنین کم توانست قرآن خواندن و نماز را بطور کامل یاد بگیرد و در حفظ و رعایت حجاب خود از کودکی علاقه زیاد نشان می داد.

فعالیت های سیاسی
عصمت پورانوری در دوران انقلاب، مرتب در مراسم و برنامه های خیابانی و همچنین شرکت در جلسات افشاگرانه رژیم منحوس پهلوی و هدایت دوستان و آشنایان در جهت افشای ماهیت طاغوت سرنگون داشت. با توسل به رهنمودهای امام که بوسیله پخش اعلامیه های او صورت می پذیرفت نقش بسیار فعالی را ایفا می نمود اشتیاق فراوان داشت به بررسی مسائل و مباحث اسلامی بطوری که در جلسات و برنامه عقیدتی، سیاسی که در منازل بعضی از خواهران تشکیل می شد با شور تمام شرکت می نمود تا اینکه انقلاب شکوهمند اسلامی ایران با رهبری و وصایت حضرت امام خمینی(ره) پیروز گردید.

بعد از انقلاب اسلامی ایران، مجدانه در ترویج خط اصیل اسلامی ،که همانا خط امام و روحانیت متعهد و مسئول می باشد تلاش و مستمر و پیگیر داشت و همیشه می گفت : رمز پیروزی و بهروزی اسلام ،امام و روحانیت است، پس این عزیزان را باید داشته باشیم؛ زیرا اینان توشه راهند.

وی علاقه خاصی به روحانیت خصوصا” منصوبین امام داشت؛ به طوری که برای شهادت شهید مظلوم انقلاب آیت الله دکتر بهشتی از اعماق وجودش گریه می کرد.

همیشه از امام بعنوان تنها الگو و اسوه حسنه در دوران حضرت ولی عصر (عج) یاد می کرد.

در دوران دبیرستان فردی بسیار فعال و پرکار بود بطوری که در تمام مراسم و برنامه هایی که در دبیرستان برگزار می شد شرکت فعال داشت؛دقیقاً موضعی خصمانه در قبال نیروهای چپ و منافق و دیگر گروهک های ضدانقلابی که می خواستند در دبیرستان فعالیتی بکنند، داشت و فردی مشخص در انجمن اسلامی دبیرستان خود بود؛ تا اینکه در سال ۵۹ موفق به اخذ دیپلم اقتصاد از دبیرستان کوثر شد.

در اوایل تشکیل نهضت سوادآموزی در دزفول شهیده پورانوری که سال چهارم دبیرستان خود را طی می کرد در تمامی جلسات عقیدتی- سیاسی که از طرف نهضت تشکیل شده بود شرکت مثمرثمر و منظمی داشت و در ارزیابی پایانی این جلسات،بعنوان یکی از خواهران نمونه در اجرای تکالیف محوله و درک مفاهیم تدریس شده مشخص شد.

پورانوری علاقه زیادی به اجرای فرمان امام در امر مقدس سوادآموزی داشت و این را بارها متذکر شده بود که در نهضت خدمت بکنم تا اینکه اخیرا در امتحان نهضت موفق شد و باز هم بعنوان یکی از بانوان نمونه نهضت در ابعاد مختلف شناخته شد.

عصمت پورانوری فردی صدیق و با ایمان، معقول و با ادب بود. آرام و متین با چهره ای محبوب در خانه و خانواده، پرکار و فعال، توکل و توسلش به خداوند زبان زد همگان بود. سرانجام در تاریخ  1360/09/19 در اثر بمباران هوایی دزفول توسط مزدوران عراقی، به درجه والای شهادت نائل شد.

 

منبع: ستاد مرکزی راهیان نور کشور

 



وقتی نمازش تمام شد پرسیدم : «دعای دیگری بلد نیستی؟ سال هاست در قنوت هایت این دعا رامی خوانی: «ربنا افرغ علینا صبراًو...» 

گفت : «صبر چیز خوبی است می تواند ایمانت را ریشه دار کند ونگذارد پایت درمشکلات وگرفتاری هابلرزد .» گفتم :«خب درست اما چرا فقط این دعا؟ 

جوابم داد: این ارث یک شهید است که به من  رسیده است .» باتعجب پرسیدم :« ارث؟یک دعا؟ » گفت :«بله نمیدانم کدام عملیات بود .مجروحی را برایمان 


آوردند که 18سال بیشتر نداشت .اسمش علی باقری بود .به خاطر ترکش هایی که خورده بود، حالش اصلا خوب نبود . حدود ساعت 2صبح بود که به هوش 


آمد، به هوای اینکه اذان صبح را گفته اند ف مهر خواست تا نماز بخواند ف برایش خاک تیمم آوردم، تیمم کرد ونشسته نماز خواند. 

معلوم بود که درد زیادی تحمل می کند . در قنوتش عاشقانه از خدا ،صبر واستقامت می خواست : « ربنا افرغ علینا صبرا و ثبت اقدامنا  و انصرنا علی القوم 

الکافرین »  پروردگارا،پیمانه شکیبایی  و استقامت را برما بریز و قدم های ما را ثابت بدار، وما را بر جمعیت کافران ،پیروز بگردان . 

نمازش  که تمام شد ،کلی مقدمه چینی کرد وگفت : خانم پرستار،شما خیلی خوبید .اما می دانید ، ریشه موهای  تان پیداست . 

او جای بچه من بود اما درس بزرگی به من داد . او شهید شد ... اما از آن روز به بعد تصمیم گرفتم، ذکر قنو ت هایم دعای او باشد .






























 





چشمهایش این دنیایی نبود و امام خمینی(ره) چه خوب فرمودند که "شهدا در قهقهه مستانه شان و در شادی وصلشان عند ربهم یرزقونند."، زندگی ای پرافتخار که حتی لحظات آخر آن نیز فرصتی برای جاری شدن نام و یاد شهادت در دل ایرانیان شد.

به گزارش سرویس بسیج جامعه زنان کشور خبرگزاری بسیج، بشری یثربی در یادداشت خود اینچنین نوشت: فاجعه آنقدر عمیق بود که تا این لحظه از هر مقام و جایگاهی، هر کسی که ذره ای درد داشته عکس العمل نشان داده، حرف زده و ابراز همدردی کرده است. عده ای هنرمند شعر گفتند، طرح زدند، هشتک درست کردند و برخی هم تصاویر پروفایلشان را عوض کرده اند و به یاد شهید مظلوم «محسن حججی» که با آن غرور و عظمت با اینکه در دست دشمن اسیر بود و می رفت تا شهید بشود، عزت شهدای کربلا را به یاد همه ما انداخت و همگان در برابر غیرت او سر خم کردند.

آن غروب دلگیر چقدر شبیه عاشورا شده بود و من از همان لحظه ای که در تلگرام خواندم که یکی از مدافعان حرم به دست داعشیان اسیر شده، تنم لرزید و مدام با خودم تکرار کردم که ان شالله دروغ است؛ و به شایعه های تلگرام نباید اطمینان کرد و به آن دامن زد!

اما زیاد نگذشت که کمتر کسی بود که دیگر «محسن حججی» را نشناسد، مدافع حرمی که پس از دو روز اسارت در دست داعشی ها به شهادت رسید! چشمانش نه فقط من که همه را مسحور کرده بود، در آن لحظات آخر عمرش چشمهایش انگار اینجا نبود، در ثانیه های شهادتش چشم های محسن دیگر جنس زمینی نداشت. پیامکش را که خواندم بیشتر حیران شدم، در آخرین پیامکی که برای یکی از دوستانش ارسال کرده بود نوشته بود: «دعام کن رفیق، مانده بی سر شدنم در ره زینب جانش...»

به دلش افتاده بود و می دانست؟ وعده پاداش پاسداری از حرم حضرت زینب(س) را شنیده بود که اینطور ثابت می رفت؟ نمی دانم ولی امام خمینی(ره) چه خوب فرمودند که "شهدا در قهقهه مستانه شان و در شادی وصلشان عند ربهم یرزقونند." ولی ثمره آن ثبات این شد که شوری جدید را در دل ایرانیان عاشق ایجاد کند.

هر کسی در مورد شهادت حججی و یا داعشی ها حرفی زده، یک عده به نام و یاد شهید و عده ای به داعش فریاد کرده اند که مظلوم گیر آورده بود! گروهی هم به گریه های بی تاب علی کوچکش اشاره کرده اند ولی کمتر کسی است که پای درد دل همسرش بنشیند و بداند چه چیزی در دل این زن مقاوم شکل گرفته است، چه چیز باعث شده است که راضی شود چنین هدیه ای را به پیشگاه حضرت زینب(س) تقدیم کند.

واقعیت این است که شهید محسن حججی در تاریخ شهدای مدافع حرم عمه سادات(س) جاودانه شد و حالا همسرش مانده و علی دو ساله که باید ادامه دهنده راه پدر باشد و بیشتر از همه بار مسئولیت این رسالت بر دوش همسرش است که باید علی را به پدری که در ظاهر بالای سرش نیست بزرگ کند و فرهنگ ایثار و مقاومت را به او یاد بدهد.

وحید یامین پور در صفحه اینستاگرام خود نوشت که او (همسر شهید حججی) اولین کسی بوده که خبر شهادتش را منتشر کرده است، کاری که درکش از سطح ادراک ما بالاتر است، کلمات کم آورده اند!

اما این تنها اقدام این زن رشیده نیست چرا که پس از چند روز از انتشار خبر شهادت محسن، پیام کوتاهی از او منتشر گردید که تصور هیچکس هم غیر از این نبود: همسرم رفت که بگوید امام خامنه‌ای تنها نیست... رفت که بگوید هنوز هم مردان خدایی هستند... اگه کسی خواست اشکی برای همسرم بریزد به اشکش هدف بدهد. برای حضرت زینب(س) و امام حسین(ع) گریه کند...همه زیر لب فقط بگوئید امان از دل زینب(س)... راهش را ادامه بدهید... دعا کنید خدا به من هم صبر بدهد... التماس دعا

این سیره همسران شهداست، مشوقند و پس از شهادت پاسدار خون شهید، همانطور که پیشتر همسر شهید علی عابدینی تعریف کرده بود: "علی عادت نداشت وقتی می خواهد جایی برود به من زود بگوید معمولا می گذاشت نزدیک رفتن خبر می داد. خیلی ناراحت بودم از رفتنش اما با خودم می گفتم شوهر من نرود چه کسی برای دفاع برود و وقتی اینها را به خودش هم گفتم خیلی خوشحال شد!"

و حالا که همسرش شهید شده می گوید: " به کوری چشم داعش و تروریست‌ها نه تنها از شهادت همسرم ناراحت نیستم بلکه خوشحالم که رفته و فرزندم را هم طوری تربیت می کنم که راه پدرش را ادامه دهد. من خودم خواستم همسرم برای جنگ با تکفیری ها عازم سوریه شود.

جنس همسر شهید حججی از همان جنسی است که رهبر معظم انقلاب در پیام به کنگره شهدای زن فرستاده اند، است! زن الگوی سومی، «زن مسلمان ایرانی که تاریخ جدیدی را پیش چشم زنان جهان گشود و ثابت کرد که می توان زن بود، عفیف بود، محجبه و شریف بود و در عین حال در متن و مرکز بود... زنانی که اوج احساس و لطف و رحمت زنان را با روح جهاد و شهادت و مقاومت در آمیختند.»




شماها چه فکر کرده اید؟ این عملیات یک عملیات برون مرزی است. ما داریم می رویم به جنگ منافق ها
به گزارش سرویس راهیان نور خبرگزاری بسیج به نقل از کوله بار،کتاب"ستاره های دب اصغر"اثری از جوادفهمی توسط انتشارات فاتحان منتشر شده است ،کتاب سرگذشت واقعی اعضای گروه ابوذراست اعضای آن را گروهی از رزمندگان استان همدان تشکیل می دادند و اکنون اغلب ستارگان این گروه آسمانی شده اند.
 
در بخشی از کتاب آمده است:
شماها چه فکر کرده اید؟ این عملیات یک عملیات برون مرزی است. ما داریم می رویم به جنگ منافق ها. ما داریم می رویم به جنگ مسعود رجوی و دار و دسته اش. امکان برگشتنمان خیلی کم است... ما هیچ اطلاعی از آن طرف مرز نداریم. معلوم نیست چه در انتظارمان است. شماها خوب می دانید که ما برای پیروز ینمی رویم. کشته یا شهید شدن مان حتمی است. ما را اگر اسیر کنند در بدترین وضعیت می شکندمان؛ اما اگر حاجی طالبیان را اسیر کنند ؛ می دانید مسعود رجوی چه بلایی  سرش می آرود.



کتاب"ابوجهاد" شامل 100 خاطره از شهید عماد مغنیه توسط انتشارات فتح منتشر شده است
به گزارش سرویس راهیان نور خبرگزاری بسیج، عماد مغنیه در ۲۵ ژانویه ۱۹۶۲ در روستای طیردبا در جنوب لبنان به دنیا آمد. آنها پنج خواهر و برادر به نام‌های عماد، فؤاد، جهاد، ناهده و زینب بودند. دوران کودکیِ همراه با آرامش او در خانه‌ای سرشار از الفت و التزام دینی سپری شد.
وی  یکی از آن جوانان بود که نقش اساسی در پیروزی های بعدی مقاومت در جنوب لبنان داشت؛ چه آزادی غرورآفرین جنوب لبنان در سال 2000 و چه شکستِ تحقیرآمیز صهیونیست ها در جنگ 33 روزه.
 
شهید عماد مغنیه معروف به حاج رضوان معاون جهادی حزب الله لبنان بود، که دسال 2008در منطقه کفرسوسه سوریه به دنبال انفجار یک خوردوی بمب‌گذاری شده، توسط سازمان‌های جاسوسی رژیم صهیونیستی به شهادت رسید.
 
در بخشی ازکتاب"ابوجهاد" آمده است:برای اولین بار بود که با حاج رضوان کار می‌کردم، فکر می‌کردم با یک نظامی خشک و خشن روبرو شوم، وقتی دیدمش و چند روزی با هم کار کردیم، فهمیدم که چقدر اشتباه می‌کردم. خیلی متواضع بود و اهل شوخی و خنده. به ظاهرش هم خیلی اهمیت می‌داد. آنقدر خوش لباس بود که بعضی‌ از بچه‌ها در لباس پوشیدن از او تقلید می‌کردند. اگر نمی‌شناختی‌اش، فکرش را هم نمی‌کردی این همان عماد مغنیه‌ای است که برای اولین بار اسرائیل را شکست داده.



 


شهید والامقام سید محمد سعید جعفری از شهدای عزیز دفاع مقدس استان کرمانشاه و شهیده مرجان نازقلچی (فرماندار فقید بندر ترکمن) و از شهدای فاجعه خونین منا بعنوان شهید شاخص ملی سال 96 بسیج انتخاب شدند.


به گزارش پایگاه اینترنتی بسیج، در راستای بزرگداشت مقام شامخ شهدای جبهه های نبرد حق علیه باطل بالأخص شهدای 8 ساله دفاع مقدس و شهدای جبهه مقاومت و همچنین معرفی الگوهای برتر ایثار، جهاد و شهادت برای جامعه بالاخص روح جوانان تشنه حق و حقیقت و الگوهای سالم معنوی و دست یافتنی، اقدامات مربوط به جمع آوری پیشنهادات استان ها و اقشار بسیج به همراه استنادات لازم از مهرماه سال جاری توسط دبیرخانه شهدای شاخص شروع و ظرف مدت 4 ماه کلیه استنادات مربوط دریافت و پس از بررسی و تلخیص اطلاعات این شهدای بزرگوار که تعداد 108 شهید (56 شهید استانی و 52 شهیداقشاری) بودند جهت طرح در جلسه شورای جهاد فرهنگی سازمان بسیج مستضعفین آماده شدند. در جلسه اول شورای جهاد فرهنگی این اطلاعات به اعضای شورا ارائه و ظرف مدت یک هفته بررسی و نهایتاً در جلسه مورخه 25/11/95 قرارگاه فرهنگی و با رأی اعضای شورا، شهدای شاخص ملی بشرح ذیل انتخاب و طی گردشکاری به تصویب نهایی ریاست محترم سازمان بسیج مستضعفین رسید.

1-      شهید بزرگوار سید محمد سعید جعفری از شهدای عزیز دوران دفاع مقدس استان کرمانشاه بعنوان شهید شاخص ملی برادر

2-      شهیده مرجان نازقلچی از شهدای اهل سنت فاجعه منا در سال 94، بعنوان شهیده شاخص ملی خواهر

همچنین بنابر نظر مکتوب معاونت بین الملل سازمان بسیج مستضعفین، شهید بزرگوار علیرضا توسلی از شهدای عزیز افغانستانی در جبهه مقاومت در سوریه، بعنوان شهید شاخص بین الملل انتخاب و معرفی شدند.

همچنین در بهمن ماه سال جاری طی بررسی های شهدای شاخص پیشنهادی اقشار سازمان بسیج مستضعفین از بین اولویت های 3 گانه پیشنهادی این سازمان ها شهدای شاخص هر قشر انتخاب و جهت اقدامات فرهنگی به اقشار معرفی خواهند شد.




حدیث قدسی: کسی که مطابق رضای من عمل کند سه خصلت ارزانیش دارم، با شکری اجینش میکنم که آمیخته با جهل نشود، ذکری که با فراموشی در نیامیزد و عشقی که دوستی دیگران را بر دوستی من مقدم ندارد...


" اگر تو را دشمنی باشد دلتنگ مشو که هر که را دشمنی نباشد بی قدر و بها باشد " قابوسنامه

"
در جوانی یاد می گیریم و در پیری می فهمیم. "ماری ابنر

"
آنکه درست سخن نمی گوید داناترین هم که باشد همگان بی سوادش می پندارند " ارد بزرگ

"
خطا فرصتی است كه هوشمندانه تر باشیم " هنری فورد

"
در دشمنی دورنگی نیست. کاش دوستان هم در موقع خود چون دشمنان بی ریا بودند" دکترشریعتی

"
سکوت اختیار کردن یعنی که ما به خود اجازه ی این باور را بدهیم که عقیده ای نداریم ، که چیزی نمی خواهیم ." آلبرت کامو

"
بسیاری مردم شادی های کوچک را بامید خوشبختی بزرگ از دست می دهند" پرل س. باک

"
ارزش انسان به اندازه حرف هایی هست که برای نگفتن دارد" مترلینگ

"
یك انسان خردمند فرصتها و شانس ها را می سازد , نه اینكه در انتظار آنها بنشیند"فرانسیس بیكن

"
یكی از راههای خوشبختی این است كه نسبت به كوچكترین نعمت ها شكرگزار باشیم ." هرشل

"
بالاتر از همه چیز این‌است‌که با خودمان صادق باشیم." ویلیام شکسپیر

"
وقتی این همه اشتباهات جدید وجود دارد که می توان مرتکب شد، چرا باید همان قدیمی ها را تکرار کرد." برتراند راسل

"
چه بهتر كه ناموفق باشیم با افتخار ، ولی موفق نباشیم با دروغ و تقلب." دکتر شریعتی

"
اگر با صداقت زندگی كنید هدف زندگی كردن را می آموزید." دکتر علی شریعتی
.



 


 

مرد بیکاری برای سِمَتِ آبدارچی در مایکروسافت تقاضا داد. رئیس هیئت مدیره با او مصاحبه کرد و تمیز کردن زمین را - به عنوان نمونه کار- دید و گفت: «شما استخدام شدین، آدرس ایمیلتون رو بدین تا فرمهای مربوطه رو واسه تون بفرستم تا پر کنین و همینطور تاریخی که باید کار رو شروع کنین..» مرد جواب داد: «اما من کامپیوتر ندارم، ایمیل هم ندارم!» رئیس هیئت مدیره گفت: «متأسفم. اگه ایمیل ندارین، یعنی شما وجود خارجی ندارین. و کسی که وجود خارجی نداره، شغل هم نمیتونه داشته باشه.» مرد در کمال نومیدی اونجا رو ترک کرد. نمیدونست با تنها 10 دلاری که در جیبش داشت چه کار کنه. تصمیم گرفت به سوپرمارکتی بره و یک صندوق 10 کیلویی گوجه فرنگی بخره. بعد خونه به خونه گشت و گوجه فرنگیها رو فروخت. در کمتر از دو ساعت، تونست سرمایه اش رو دو برابر کنه. این عمل رو سه بار تکرار کرد و با 60 دلار به خونه برگشت. مرد فهمید میتونه به این طریق زندگیش رو بگذرونه، و شروع کرد به این که هر روز زودتر بره و دیرتر برگرده خونه. در نتیجه پولش هر روز دو یا سه برابر میشد. به زودی یه گاری خرید، بعد یه کامیون، و به زودی ناوگان خودش رو در خط ترانزیت (پخش محصولات) داشت ..... پنج سال بعد، مرد دیگه یکی از بزرگترین خرده فروشان امریکا شد. شروع کرد تا برای آینده خانواده اش برنامه ریزی کنه، و تصمیم گرفت بیمه عمر بگیره. به یه نمایندگی بیمه زنگ زد و سرویسی رو انتخاب کرد. وقتی صحبت شون به نتیجه رسید، نماینده بیمه از آدرس ایمیل مرد پرسید. مرد جواب داد: «من ایمیل ندارم.» نماینده بیمه با کنجکاوی پرسید: «شما ایمیل ندارین، ولی با این حال تونستین یک امپراتوری در شغل خودتون به وجود بیارین.. میتونین فکر کنین به کجاها میرسیدین اگه یه ایمیل هم داشتین؟» مرد برای مدتی فکر کرد و گفت: «آره! احتمالاً میشدم یه آبدارچی در شرکت مایکروسافت! »

شاید این داستان برای بسیاری از شما تکراری باشد ولی آیا تا کنون فکر کرده اید که چقدر از اهداف و آرزوهایمان گذشته ایم تنها بدلیل اینکه زیرساختها و پیش نیازهای لازم را در خود ندیده ایم؟

اگر بخواهیم به نداشته ها و نقاط ضعف خود بیاندیشیم بایستی همیشه درجا بزنیم. یکی از خصوصیات افراد موفق عملگرا بودن است. آنها با علم به نقاط ضعف و تهدیدها، شروع می نمایند و منتظر ایده آلها نمی مانند.

شما چگونه فکر می کنید؟

 



نام بسیج یادآور خاطره عزیزترین نهاد و بزرگترین مردان تاریخ ما است. نهادی كه به تعبیر امام راحل تشكیل آن «یقینا از بركات و الطاف جلیه خداوند تعالی بود.» و «شجره طیبه و درخت تناور و پرثمری است كه شكوفه های آن بوی بهار وصل و طراوت یقین و حدیث عشق می دهد. 
نام بسیج یادآور خاطره عزیزترین نهاد و بزرگترین مردان تاریخ ما است. نهادی كه به تعبیر امام راحل تشكیل آن «یقینا از بركات و الطاف جلیه خداوند تعالی بود.» و «شجره طیبه و درخت تناور و پرثمری است كه شكوفه های آن بوی بهار وصل و طراوت یقین و حدیث عشق می دهد. بسیج مدرسه عشق و مكتب شاهدان و شهیدان گمنامی است كه پیروانش بر گلدسته های رفیع آن، اذان رشادت و شهادت سرداده اند. بسیج میقات پا برهنگان و معراج اندیشه پاك اسلامی است كه تربیت یافتگان آن نام و نشان در گمنامی و بی نشانی گرفته اند. بسیج لشكر مخلص خدا است كه دفتر تشكیل آن را همه مجاهدان، از اولین تا آخرین امضا نمودند.»
این واژه ها و تعبیرهای بی نظیر و ملكوتی، اوصافی است كه مراد و مرشد بسیجیان، امام خمینی (رض) در آخرین پیام خود به مناسبت هفته بسیج ( ۲/۹/۱۳۶۷) صادر فرموده اند؛ امامی كه دوست و دشمن صداقت او در گفتار و دوری اش از مداهنه و مبالغه را تصدیق كرده و می كنند و این همه نشان از آن دارد كه هیچ نهادی والاتر و عزیز تر از بسیج در نگاه آن پیر روشن ضمیر نبوده است.
حق هم همین است؛ به ویژه آنگاه كه دشوارترین شب ها و روزهای پر خطر هشت سال دفاع مقدس را به یاد آوریم و نقش بسیج و بسیجی ها را در خلق حماسی ترین صحنه های تاریخ ایران و جهان مرور كنیم.
در آن صورت است كه ما نیز همگام با رهبر سفر كرده این امت، می پرسیم: «حقیقتا اگر بخواهیم مصداق كاملی از ایثار و خلوص و فداكاری و عشق به ذات مقدس حق و اسلام را ارایه دهیم، چه كسی سزاوارتر از بسیج و بسیجیان خواهد بود؟!»
نوجوانان، جوانان و پیران جوانمردی كه داوطلبانه و بی هیچ ادعا روزهای سخت جنگ را مردانه پشت سر نهادند و بدون درخواست پاداش و سپاس، فقط برای ادای تكلیف، در برابر بی رحم ترین دشمنان این آیین و سرزمین سینه سپر كردند و البته «فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر.»
هفته بسیج فرصت خوبی برای بازخوانی آن روزها و روزهای پس از آن است؛ روزهایی كه بسیجیان بازمانده كه نه، بازگشته از معراج، نه تنها قدر ندیدند و بر صدر ننشستند، كه گاه طعنه هم شنیدند و به حاشیه نیز رانده شدند. اما این فرزند و جانشین فرزانه امام بود كه بسیجی را همیشه حاضر در میدان می خواست و می خواهد. بسیجی گرچه مرد میدان های خطر و فداكاری است، اما فقط برای آن روزها نیست. هر روز و هر هفته از آن بسیج است و راه نجات نیز حضور جانانه آنان در میدان. باور باید كرد كه تنها راه نجات كشور بازگشت به فرهنگ بسیج و حاكمیت تفكر بسیجی بر همه عرصه ها است؛ چرا كه «اگر بر كشوری نوای دل نشین تفكر بسیجی طنین انداز شد، چشم طمع دشمنان و جهان خواران از آن دور خواهد شد و الا هر لحظه باید منتظر حادثه ماند.»
تكریم بسیج، احترام به مردانگی و مروت است، پاسداشت جوانمردی و تضمین آینده است. بسیجیان نیازی به احترام و تجلیل ما ندارند. ما هستیم كه به آنان و به حضور فعالشان برای همیشه نیازمندیم. جنگ آزمون خوبی برای جدا شدن صف مدعیان و مردان حقیقت بود. شعار امروز اگر پشتوانه و سابقه ای در دیروز نداشته است، بسان همه شعارها است و نیازمند امتحان در روز مبادا.
خدا را سپاس كه رویش های بسیج همچنان پر ثمر و بركت خیز است، اما مباد كه نام آوران روزهای سخت از یاد بروند و در گرد و خاك بازی های روزگار دیده نشوند؛ چه رسد به آنكه خدای ناكرده كم لطفی و جفا ببینند. امام در پایان همان پیام فرمودند:« من دست یكایك شما پیشگامان رهایی را می بوسم و می دانم كه اگر مسوولین نظام اسلامی از شما غافل شوند به آتش دوزخ الهی خواهند سوخت.»


سلام و صلوات خدا بر شهیدان بسیج و درود و بركات او بر زنان و مردانی كه سنگر آنان را همچنان پاس داشته اند. این روزها بر همه آنان و بر رهبر بسیجیان جهان مبارك باد. یا لیتنی كنت معهم فافوز فوزا عظیما



آهسته، آهسته

 

 

گل شد برآمد پیکرم آهسته آهسته 
انگار دارم می پرم آهسته آهسته
انگشترم، مُهرم، پلاکم، چفیه ام، عطرم
پیدا شد از دور و برم آهسته آهسته
آهسته آهسته سرم از خاک می روید
از خاک می روید سرم آهسته آهسته
جز نیمه ای از من نمی یابید، روزی سوخت
در شعله نیم دیگرم آهسته آهسته
خوابیدم بر شانه ها و می برندم ... نه
تابوت را من می برم آهسته آهسته
آن پیرزن، این زن به چشمم آشنا هستند
دارم به جا می آورم آهسته آهسته

این خبر می ریخت
خواندم، پدر جای تو خالی است
از چشم های خواهرم آهسته آهسته
دیگر برای آستین بالا زدن دیر است
این را بگو با مادرم آهسته آهسته



تاریخچه تشكیل بسیج

بسیج یك حركت اجتماعی است كه در هر جامعه ای با توجه به فرهنگ آن جامعه و به اشكال مختلفی در اثر شرایط خاص بوجود می آید . حتی در دوران صدر اسلام نیز به هنگام حمله كفار و منافقین علیه مسلمانان زمانی كه فرمان تشكیل نیروی مبارز علیه آنها داده می شود مسلمانان داوطلبانه در مساجد گردهم می آمدند تا توان خود را از نظر نیروی انسانی و تجهیزات نظامی برای مقابله با دشمنان اسلام بسیج كنند .
امام خمینی (ره) در این رابطه چنین می فرمایند :
« قضیه بسیج ، همان مساله ای است كه در صدر اسلام بوده است این مساله جدید نیست ، در اسلام سابقه داشته است و چون مقصد ما اسلام است ، باید هر جوانی یك نیرو باشد برای دفاع از اسلام و همه مردم و هر كسی در هر شغلی كه هست مهیا باشد برای جلوگیری از كفر و هجوم بیگانگان » .
( پرتو خورشید ، مركز مطالعات )
در طول تاریخ اسلام و ایران همواره دشمنان سعی كرده اند به اشكال مختلف از پیشرفت و ترقی مسلمانان جلوگیری كنند .
انقلاب اسلامی ایران كه الهام گرفته از اسلام ناب محمدی (ص) بوده از نخستین روزهای پیروزی با توطئه های گسترده و سازمان یافته دشمنان اسلام روبرو گردید . عظمت اهداف انقلاب و گستردگی توطئه های دشمنان ، ایجاب می كرد كه برای حفظ و سیانت از انقلاب اسلامی و ارزشها و اهداف آن در برابر شبیخون ابرقدرتها دفاع كند بنابراین بعد از پیروزی انقلاب اسلامی را درون اقشار میلیونی به طور خودجوش ، حركتی در جهت حفظ و حراست دست آوردهای انقلاب و پیروزی بزرگی كه نصیب امت اسلامی شده بود ، بوجود آمد . و بنابراین بسیج در دو مرحله شكل گرفت .
 



بسم رب الشهداء و الصدیقین

برای خدا مانند آن بندگان نمومه که در مقابل سختی ها مقاومت کردند، مقاومت و ایستادگی کنید.

برای رضای خدا که اجرش بیشتر از هر چیز است.و گوش به حرف منافقان و فرصت طلبان ، این از خدا 

بی خبران ندهید که شیطان آنها را به راه خود خوانده و آنها به ندای شیطان لبیک گفتند وخود را در چنگال 

شیطان قرار داده اند وبه راستی گمراهان آنها هستند.



nupx1tdusskt59wyswe7.jpg




موضوع :
عشقستان ,  دفاع مقدس , 

    یك روز در سر كار بودم كه حسنعلی پیش من آمد و گفت: بابا، من دیگر به كمدسازی نمی روم گفتم: چرا؟ گفت: الان (آن زمان اوایل انقلاب بود) ورق آهن كم است و من آنجا بیكار هستم در حالی كه من از آقای عیش آبادی حقوق می گیرم و ایشان هم بچة صغیر دارد و درست نیست كه من آنجا بیكار باشم و حقوق بگیرم. در حال صحبت بودیم كه دیدم حسین عیش آبادی (استاد كار حسنعلی) آمد، گریه كرد و گفت: چرا حسنعلی كار مرا ترك كرده اید؟ حسنعلی گفت: با این وضعیت، این كار برای من حلال نیست، هر موقع برای شما ورق آوردند من به سر كار بر می گردم و برای شما كار می كنم.

گوینده ...




برچسب ها :
دقت در حلال و حرام , 

موضوع :
دفاع مقدس ,  خاطرات , 

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات